

فوتبال برای مردمان اسپانیا، فراتر از یک ورزش، فراتر از یک مبارزه و فراتر از یک هیجان است. فوتبال، تنیده در بافتار فرهنگ و سیاست این سرزمین، بخشی جداییناپذیر از روح جمعی آنها است. اسپانیاییها با فوتبال زندگی میکنند. در این صحنهی سرشار از هیجان، «تیم فوتبال بارسلونا» نقشی بهشدت تاثیرگذار را برعهده گرفته است. این تیم، با میلیونها طرفدار در سرتاسر جهان، نمادی از سرسختی، آرمان و پیروزی است. بارسلونا طی یک قرن گذشته، نهتنها مظهری از شکوه و هیجان فوتبال بوده است، بلکه به نمادی از مقاومت در برابر ظلم و دیکتاتوری نیز بدل گشته است. با دارالترجمه اسپانیایی کتیبه همراه شوید تا شما را با این تیم بزرگ آشنا کنیم.
باشگاه بارسلونا در شهر بارسلون و در منطقه کاتالونیای اسپانیا واقع شده است و جزء سه تیمی محسوب میشود که هرگز به دسته پایینتر سقوط نکرده است و در لیگ اول کشور اسپانیا که موسوم به «لالیگا» [La Liga] است بازی میکند. همچنین برخلاف بسیاری از تیمهای بزرگ جهان، این باشگاه تنها فقط توسط هوادارانش اداره میشود. باشگاه بارسلونا علاوه بر فوتبال شامل ۱۴ رشته ورزشی دیگر نیز هست که چهار رشته از آن یعنی بسکتبال، فوتسال، هندبال و هاکی روی یخ جزء تیمهای حرفهای به حساب میآیند.
مهمترین دلیل اختلاف بین تیمهای رئال مادرید و بارسلونا، به مناطقی که در آن واقع شدهاند مربوط میشود. در واقع رقابت این دو تیم تا حد زیادی از اختلافات سیاسی بین کاستیاییها و کاتالانها شروع میشود .
در زمان حکومت استبدادی ژنرال فرانکو مردم کاتالان به تیم بارسلونا که مظهر مظلومیت و آزادیخواهی بود علاقمند شدند و به این تیم لقب “فراتر از یک باشگاه” را دادند. این شعار نمایانگر خون جوانانی است که در این باشگاه بازی میکردند اما برای دفاع از سرزمین خود و حفظ آزادی و آزادگی مقابل، ستمگران زمان خود ایستادند و جانشان را فدا کردند.
بارسلونا در سال 1899 توسط عدهای که اهل سوئیس، انگلیس و اسپانیا بودند تاسیس شد و رهبری آن را هانس گمپر Joan Gamper][ که بعدها اسم کوچک خود را به خوان تغییر داده بود به عهده گرفت. خوان گمپر علاقه زیادی به فوتبال داشت به همین خاطر توانست با چاپ آگهی در تاریخ 92 نوامبر1899 باشگاه فوتبال بارسلونا را تاسیس نماید.
بارسلونا شروع موفقیتآمیزی در مسابقات ملی و منطقهای نظیر مسابقات فوتبال کاتالونیا و «کوپا دل ری» داشت. همچنین توانست در سال ۱۹۰۲ میلادی اولین جام خود را در«کوپا ماکایا» بالای سر ببرد. اما در همان سال در فینال اولین دوره “کوپا دل ری”در بازی با “بیزکایا” ۱ – ۲ شکست خورد. شش سال بعد، در سال 1908 میلادی در حالی که باشگاه تنها موفق به کسب یک قهرمانی (در سال 1905) شده بود و در شرایط سخت اقتصادی قرار داشت، هیأت مدیره باشگاه تصمیم به انتخاب گمپر به عنوان ریاست بارسلونا گرفت. گمپر هم در اولین اقدام خود «جاک گرینول» انگلیسی را به عنوان اولین سرمربی بارسلونا انتخاب کرد.
گمپر مجموعاً حدود 25 سال در خدمت باشگاه بود و تاثیرات مهمی در این تیم گذاشت. از مهمترین دستاوردهای او میتوان کمک به بارسا برای به دست آوردن ورزشگاه اختصاصی را یادآور شد. در سال 1909 این تیم به “ورزشگاه اینداستریا” نقل مکان کرد. پس از آن از سال 1910 تا 1914، بارسلونا در”جام پیرنه” شرکت کرد و در آن جام به عنوان بهترین تیم انتخاب شد. در همین دوره نیز زبان رسمی باشگاه از کاستیلن به کاتالونیایی تغییر یافت و تیم به تدریج به یکی از نمادهای مهم کاتالونیا تبدیل شد که همین امر به محبوب شدن آن در میان مردم کمک بسزایی کرد. از دیگر اقدامات گمپر میتوان به افزایش تعداد اعضای باشگاه اشاره کرد، به طوری که در سال 1922 میلادی، تعداد اعضای باشگاه به بیش از 20٬000 نفر افزایش یافت. این افزایش اعضا به لحاظ مالی تیم را قادر ساخت تا باشگاه را به ورزشگاه “لس کورتس” که در همان سال افتتاح شده بود، منتقل کنند. ورزشگاه جدید 22٬000 نفر گنجایش داشت و بعدها به 60٬000 نفر گسترش پیدا کرد. دوران گمپر را میتوان دورانی درخشان برای این تیم دانست. آنها موفق شدند یازده بار مسابقات فوتبال”کاتالونیا”، شش بار “کوپا دل ری” و چهار بار”کوپا دی پیرنه” را زیر نظر این عاشق فوتبال فتح کنند.
در این سالها به لحاظ سیاسی کشور اسپانیا دورانی سخت را میگذراند و زیر مشت آهنین «میگوئل پریمو ده ریورا» اداره میشد. در سال 1925، این دیکتاتور سرسخت به دلیل اعتراضات خودجوش مردم علیه حکومت در یکی از مسابقات، ورزشگاه را شش ماه تعطیل کرد و گمپر را مجبور به کنارهگیری از ریاست باشگاه نمود. سه سال بعد، در 1928 بارسلونا توانست پیروز جام اسپانیا شود اما باشگاه به دلیل اختلافات سیاسی شدیدی که با آن دست به گریبان بود افت شدیدی را تجربه میکرد. حتی با وجود کسب قهرمانی بین سالهای 1930تا 1938 در مسابقات کاتالونیا، این تیم هیچ موفقیتی در سطح ملّی به دست نیاورد. با شروع جنگ داخلی اسپانیا در سال 1936 نیز اوضاع بحرانیتر شد. در این دوران عدهای از بازیکنان بارسلونا داوطلب خدمت سربازی برای مقابله با شورشیان شدند که بیشتر آنها در میدان جنگ جان خود را از دست دادند.
سال 1938 سالی خونین برای بارسلونا بود. این شهر مورد بمباران هوایی قرار گرفت که منجر به از دست دادن جان 3000 نفر انسان بیگناه شد. باشگاه تیم بارسلونا نیز از این بمباران در امان نماند و به کلی تخریب گشت. پس از جنگ، ژنرال فرانکو بر سیاست اسپانیا مسلط شد که دیکتاتوری بیرحم و خشن بود. در نتیجهی سیاستهای او، حضور پرچم کاتالونیا ممنوع شد و تیمها مجبور گشتن نام خود را به نامهای اسپانیایی تغییر دهند. به همین دلیل باشگاه مجبور شد نام خود را به “باشگاه فوتبال بارسلونا” تغییر دهد و پرچم کاتالونیا را نیز از روی لباس خود حذف کند.
دوران فرانکو، دورانی سرشار از خشونت و خفقان بود. بازتاب این فضا در صحنه فوتبال اسپانیا نیز کاملا نمود پیدا میکرد. در حالیکه تیم رئال مادرید مورد حمایت فرانکو قرار داشت، بارسلونا به نمادی از آزادیخواهی اسپانیایی تبدیل شد. یک بار رئیس سازمان امنیت اسپانیا، خطاب به بازیکنان بارسا اشاره کرده بود که حضور آنها در صحنه فوتبال نشانهای از سخاوتمندی دولت فرانکو است. چنین فضایی اعضاء باشگاه را در شرایط بسیار دشواری میگذاشت، با این وجود آنها موفق شدند نتایج بسیار خوبی را به دست آوردند و حتی چندین بار قهرمان لالیگا شوند.
پس از نزدیک به 40 سال دوران خفقان در دوره حکومت ژنرال فرانکو در اسپانیا، این کشور دچار تحولاتی شگرف شد و با به قدرت رسیدن «خوان کارلوس»[ Juan Carlos] به عنوان پادشاه، جوانههای دموکراسی آغاز به شکفتن کرد. تیم بارسلونا نیز در نتیجه توانست نفسی تازه کند. باشگاه فوتبال بارسلونا در سال 1978 طی انتخاباتی که توسط اعضاء باشگاه صورت گرفت «جوزپ لوییس نونیز»[ Josep Lluís Núñez] را به عنوان مدیر جدید انتخاب کرد. دوره ریاست او 22 سال به طول انجامید و برای بارسلونا دستاورهای فراوانی به همراه داشت. هدف اصلی او ارتقا دادن باشگاه به سطح یک باشگاه جهانی از طریق نظم بخشیدن به آن در زمین و خارج از آن بود. او همچنین سیاستهای سختگیرانهای را برای دستمزد و نظم و انضباط در باشگاه وضع کرد که تا به امروز ادامه دارد. وی به توصیه کرایف، آکادمی جوانان بارسلونا، «لاماسیا» را نیز در سال 1979 تأسیس کرد. آنها همچنین در همان سال 1979 توانستند 4–3 ” فورتونا دوسلدورف” را در مقابل چشمان بیش از 30٬000 نفر از طرفداران خود که برای دیدن و حمایت تیم محبوبشان به بازل سوئیس آمده بودند، شکست دهند و برای اولین بار جام اروپا را فتح کنند.
مهمترین اتفاق بعدی در سال 1982 برای بارسا رقم خورد. در این سال بارسلونا «مارادونا»، اعجوبه فوتبال را با قراردی به مبلغ 5 میلیون پوند از تیم «بوکا جونیورز» خریداری کرد که در آن زمان جزء دهمین رکورد جهان از حیث مبلغ قرارداد بود. در پایان همان فصل 1983–1982 با مربیگری منوتی، بارسا رئال مادرید را شکست داد و قهرمان کوپا دل ری شد.
این باشگاه در آغاز فصل 1985–1984 با «تری وینابلز»[ Terry Venables] به عنوان مربی قرار داد بست و توانست لالیگا را با هافبک برجسته آلمانی خود «برند شوستر»[ Bernd Schuster] از آن خود کند. تری وینابلز در فصل بعدی نیز تیم را به مرحله فینال جام باشگاههای اروپا رساند، اما در ضربات پنالتی مغلوب «استوا بخارست» شد و عنوان نایب قهرمانی را به دست آورد. در همین سال «یوهان کرایف»[ Johan Cruyff] جای وینابلز را گرفت و سرآغازی برای شکل دادن به یک تیم رویایی را رقم زد. در حالیکه باشگاه با ستارههایی چون روماریو، رونالد کومان، میشل لادروپ و هریستو استویچکوف قرارداد داشت، او اما ترکیبی از بازیکنان اسپانیایی چون خوزه ماری باکرو، جوزپ گواردیولا و تکسیکی بگیریستین را به زمین میفرستاد. باور او به اسپانیا، از او یک قهرمان ساخت. این تیم توانست با سرمربیگری کرایف چهار عنوان قهرمانی لالیگا را بین سالهای 1991 تا 1994 پیدرپی کسب کند. در رقابتهای اروپایی نیز با شکست “سمپدوریا” در فینال جام در جام اروپا 1989 و لیگ قهرمانان اروپا در سال 1992 هر دو عنوان قهرمانی را به دست آورد.
یوهان کرایف با 11 عنوان قهرمانی، یکی از موفقترین مربیان باشگاه تا به امروز بوده است. وی با 8 سال مربیگری پیدرپی بیشترین مدت باقیماندن در سمت مربیگری باشگاه را داراست. اما کسب نتایج ضعیف در دو فصل آخر مربیگریش اسباب اخراجش توسط نونیز را فراهم کرد.
پس از کرایف هیات مدیره باشگاه تصمیم گرفت «سر بابی رابسون» [Sir Boby Robson] را به عنوان سرمربی انتخاب نماید، اما دوران سرمربیگری وی زیاد طولی نکشید و تنها در فصل 1997–1996 در این سمت باقی ماند. او رونالدو را از «پی اس وی» خرید و توانست سه جام کوپا دل ری، سوپر جام اسپانیا و جام درجام اروپا را برای باشگاه به ارمغان بیاورد. پس از رابسون باشگاه بارسلونا با «لوئیس فن خال» قرارداد بست. این تیم به واسطه مربیگری این سرمربی جدید هر دو جام کوپا دل ری و لا لیگا را در سال 1998 بالای سر برد اما علی رغم تمام این موفقیتها داخلی، عدم پیروزی بارسا در فینال لا لیگا 2000 که قهرمانی رئال مادرید را به همراه داشت، باعث شد تا نونیز و فنخال استعفاء خود را تقدیم باشگاه نمایند.
پس از نونیز باشگاه «خوان گسپارت» جایگزین وی نمود و او به مدت سه سال در این سمت باقی ماند. طی این مدت باشگاه شاهد رفت و آمد مربیان متعددی بود. اما به ناچار هیات مدیره مجددا فن خال را به باشگاه دعوت نمودند. این دوران برای بارسا دوران چندان موفقی نبود. از آنجایی که نتیجه مثبتی حاصل نشد، فن خال و گسپارت هر دو استعفا دادند.
پس از یک دوره ناکارآمدی، این بار باشگاه با ترکیبی از مسئولین جوانی چون «خوان لاپورتا» [Joan Laporta]به سمت مدیر باشگاه و «فرانک ریکارد» [Frank Rijkaard]بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال هلند به عنوان مربی توانست به روزهای اوج خود نزدیک گردد. آنها با ترکیب بازیکنان اسپانیایی با بازیکنان بینالمللی چنان تاثیری روی تیم گذاشتند که به شدت شایان توجه بود و توانستند در سال 2005–2004 لا لیگا و سوپر جام اسپانیا را فتح کنند. همچنین باشگاه توانست در فصل بعد با «رونالدینیو» که بازیکن سال فوتبال جهان در سال 2006 بود قرارداد بسته و او را در ترکیب تیم خود جای دهد. این تیم در فصل 2006–2005 مجدداً قهرمان لا لیگا و سوپر جام اسپانیا شد و در فینال لیگ قهرمانان در مقابل آرسنال قرار گرفت. در این بازی آرسنال تا دقیقه 75 پیروز بازی بود، اما بارسا توانست جلوی چشم هزاران نفر نتیجه بازی را 2–1 به نفع خود تغییر دهد و جام را بعد از 14 سال بالای سر بگیرد.
در سال 2007 بارسلونا، هافبک دفاعی خود یعنی «جوزپ گواردیولا سالا» [Pep Guardiola]را که طی 10 سال گذشته در ترکیب این تیم حضور داشت، به عنوان سرمربی تیم برگزید. بارسلونای گواردیولا در فصل 2008–2007 قهرمان «ترسرا دیویژن» شد و در سال ۲۰۰۸ رسماً به عنوان سرمربی باشگاه بارسلونا معرفی گشت. پیوستن گواردیولا به بارسلونا به عنوان سرمربی، یک اتفاق رویایی برای بارسا بود. او چنان تحولی را در این تیم رقم زد که نتیجه آن یکی از قویترین تیمهای تاریخ فوتبال جهان بود؛ تیمی که نهتنها در زمین همیشه برنده بود، بلکه فوتبالی بهشدت زیبا و جذاب ارائه میکرد. اولین تجربه مربیگری حرفهای گواردیولا باعث شد تا بارسلونا قهرمان سهگانه کوپا دل ری، لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا شود و به جوانترین سرمربیای که تاکنون جام لیگ قهرمان اروپا را تصاحب کرده است تبدیل شود. در فصل 2010-2011 تیم او قهرمانی در لالیگا و لیگ قهرمانان را به چنگ آورد که سبب شد تا گواردیولا در ردهبندی فیفا بالاتر از «الکس فرگوسن»[Alex Ferguson] و «خوزه مورینیو»[José Mourinho]، قرار گیرد. این سرمربی جوان که محبوبیت زیادی پیدا کرده بود توانست از سوی پارلمان کاتالونیا مدال طلایی که بزرگترین افتخار در این سرزمین محسوب میشود را دریافت کند. وی در دوران پرافتخار خود، 14 عنوان قهرمانی برای بارسلونا کسب کرد. شاید بتوان برد 6 بر یک مقابل رئالمادرید را یکی از مهمترین بردها این دوران دانست. در نهایت در سال 2012 از این باشگاه جدا شد و به باشگاه بایرن مونیخ پیوست.
پس از جدایی گواردیولا از نیمکت بارسلونا در پایان فصل 2012، نشستن بر نیمکت مربیگری این تیم بسیار دشوار بود. «تیتو ویلانووا» [Tito Vilanova] که پیش از این دستیار گواردیولا بود به عنوان سرمربی جدید این تیم برای فصل 2012-2013 انتخاب شد و قهرمانی بارسلونا در لالیگا 2013 را به ارمغان آورد. اما به دلیل بیماری در همان سال از سمت سرمربیگری بارسلونا استعفا داد. پس از وی مدیران باشگاه، «خراردو مارتینو» آرژانتینی برای سرمربیگری فصل جدید بارسلونا انتخاب کردند که توانست سوپر جام اسپانیا را برای آبیاناریها به ارمغان بیاورد.
در سال 2014 باشگاه بارسلونا قرارداد 3ساله خود را با مارتینو فسخ کرد تا بتواند با «لوییس انریکه» که بین سالهای 2008 تا 2011 مربی تیم دوم بارسلونا بود قرارداد بنویسد. وی از مه ۲۰۱۴ رسماً و طی قراردادی 2 ساله به عنوان سرمربی بارسلونا معرفی شد و تا مه 2017 به عنوان سرمربی این تیم بر روی نیمکت تیم نشست. از افتخارات دوران وی میتوان به قهرمانی بارسلونا در ۲ لا لیگا، ۳ کوپا دل ری، ۱ لیگ قهرمانان اروپا، ۱ سوپر جام اروپا، ۱سوپر کوپا در اسپانیا اشاره کرد. انریکه بعد از سه فصل و ۹ جام این باشگاه را ترک کرد و جای خود را به «ارنستو والورده» مربی پیشین “اتلتیک بیلبائو” داد. والورده تا سال 2020 با باشگاه بارسلونا قرارداد دارد.
ال کلاسیکو
یکی از هیجان انگیزترین مسابقات فوتبال در اسپانیا دیدار دو تیم تراز اول و محبوب رئال مادرید و بارسلونا است که هم در میان مردم خود کشور اسپانیا و هم در میان مردم سراسر دنیا از محبوبیت خاصی برخوردار است.
طی سالهای گذشته به صف آرایی دو تیم رئال مادرید و بارسلونا مقابل هم در لیگ قهرمانان اروپا، کوپا دل ری و… «الکلاسیکو» گفته میشود که نام این رویداد از روی رقابتهای مهم آمریکای جنوبی برداشته شده است. از جنبههای سیاسی رئال مادرید نماینده ناسیونالیسم و بارسلونا نماینده ملیگرایی کاتالانها در میان مردم دنیا محسوب میشوند. تیم فوتبال رئالمادرید در منطقه کاستیا واقع شده است و تیم بارسلونا در منطقه کاتالونیا قرار دارد و همان طورکه در ابتدا به آن اشاره شد رقابت آنها از اختلافات سیاسی بین کاستیاییها و کاتالانیها سرچشمه میگیرد.
زمانیکه ژنرال فرانکو در اسپانیا حکومت میکرد فقط مردمی که در منطقه کاستیا زندگی میکردند دارای قدرت بودند؛ به همین دلیل مردم کاتالان برای آنکه بتوانند اعتراضاشان را آزادانه بیان کنند با پیوستن به باشگاه بارسلونا به این مهم دست یافتند زیرا این کار آنها ریسک کمتری به همراه داشت و کاملاً قانونی بود. به همین دلیل است که کشمکش قدرت در میان مردم کاستیا با مردم کاتالونیا هنوز هم مانند گذشتههای دور به ورزشگاهها کشیده میشود.
یکی از دلایل که بر دشمنی این دو تیم در سالیان گذشته افزوده است به سال 1950 میلادی برمیگردد زمانیکه دو تیم بر سر جذب «آلفردو دیاستفانو» با هم در رقابت بودند که در نهایت دی استفانو به رئال مادرید پیوست و جزوء عوامل اصلی موفقیت برای تیمش در آن زمان به حساب میآمد که با زدن ۱۸ گل به بارسلونا در رده دوم بهترین گلزنان تاریخ ال کلاسیکو محسوب میشود.
در میان مردم کاتالونیا رفتن بازیکن به خصوص از تیم کاتالونیا به تیم کاستیا گناهی نابخشودنی به حساب میآید و به همین خاطر میتوان از دیگر دلایل دشمنی مردم کاتالونیا نسبت به تیم رئال مادرید پیوستن لوئیش فیگو به رئال مادرید است. زیرا این بازیکن پرتغالی در روزگاران قدیم برای این تیم بازی میکرد و محبوبیت خاصی بین مردم کاتالانیها به دست آورده بود، اما با پیوستن به تیم رئال باعث خشم آنها گردید. آنها در الکلاسیکو بعد از پیوستنش به تیم حریف در کمپ نو با پرتاب کله خوک به سمتش از اواستقبال گرمی انجام دادند و در یک بنر بزرگ خطاب به او نوشته ای را چاپ کرده بودند که « ما بینهایت از تو متنفریم چون بینهایت عاشقت بودیم» همچنین آنها پوستر فیگو را به آتش کشیدند و روی کاغدهای بزرگی نوشته بودند JUDAS»»که اشاره به «یهودا» یکی از حواریون مسیح که به او خیانت کرده بود میکرد.
در بازی « کوپادلری» سال 1943 که رئال مادرید توانست 11بر1 بارسلونا راشکست دهد. به گفته بیشتر مردم این نتیجه به واسطه فشار ژنرال فرانکو به تیم فوتبال بارسلونا صورت گرفت که خود یکی از ریشههای اختلاف میان این دو تیم و هوادارانشان شده است.
نتیجه رقابت های رسمی در ال کلاسیکو
پیروزی رئال مادرید 87
پیروزی بارسلونا 86
تساوی45
گلهای بارسلونا 352
گلهای رئال مادرید363
ستارههای باشگاه بارسلونا:
یوهان کرایوف، رونالد کومان، میشل لادروپ، لوییز سوارز، جوزپ گواردیولا، روماریو، مارادونا، ریوالدو، فیگو، آندونی زوبیزارتا، رونالدینهو، لیونل مسی، ژاوی، اینیستا، پویول و … نام برد هر یک از این بازیکنان در دوره بازی خودشان از ستارههای بارسلونا به حساب میآمدند.
ورزشگاه باشگاه بارسلونا
تیم فوتبال بارسلونا با افزایش هواداران خود نیاز به ورزشگاهی با گنجایش بیشتر داشت تا بتواند تماشاگران بیشتری را برای تماشای بازی تیم محبوبشان به داخل ورزشگاه دعوت کند. آنها نیاز به ورزشگاهی با گنجایش بیشتر نسبت به ورزشگاه «کمپ دی لس کورتس» که در اختیار داشتند احساس میکردند. به همین خاطر در سال 1954 اقدام به ساخت ورزشگاه جدیدی نمودند که ساخت این ورزشگاه در سال 1957 کار ساخت آن به پایان رسید. «کمپنو» [Camp Nou]، که اشتباهاً «نیوکمپ» خوانده میشود، ورزشگاه خانگی تیم فوتبال بارسلونا است و در شهر بارسلون قرار دارد. اسم این ورزشگاه “ورزشگاه باشگاه فوتبال بارسلونا” است که در سال 2000 به نام رسمی کمپ نو، تغییر نام داد. این ورزشگاه توانسته مسابقات بسیاری را در ردههای بین المللی و لیگ قهرمانان اروپا، در خود جای دهد. کمپ نو با گنجایش 99٫786 نفر تبدیل به بزرگترین ورزشگاه اروپا و یازدهمین ورزشگاه بزرگ دنیا شده است.
مسئولان باشگاه طی سالیان گذشته تغییرات زیادی را بر این ورزشگاه اعمال کردهاند که از مهمترین آنها میتوان به سیستم نورافکن، افزودن اتاق کنفرانس مطبوعاتی به نیوکمپ، وسعت بخشیدن به استادیو با افزودن صندلی به ردیف سوم و پایین آوردن سطح ردیف اولتا سطح زمین اشاره کرد. همچنین باشگاه قصد دارد تا ظاهر و ظرفیت کمپنو را توسعه دهد. این طرح در بین سالهای 2019 تا 2020 آغاز میشود و تا سال 2022 به پایان خواهد رسید تا علاوه بر مسقفشدن باشگاه، تعداد گنجایش آن هم افزایش پیدا کند.
در کنار کمپ نو ورزشگاهی قرار دارد که”پالائو بلوگرانا”[ Palau Blaugrana] نام دارد و محلی برای انجام بازیهای داخل سالن باشگاه است. در کنار آن”آیس رینک” قرار دارد که بازیهای هاکی روی یخ و پاتیناژ در آنجا انجام میشود. پشت ورزشگاه نیز یک ورزشگاه کوچک دیگری قرار دارد که تیم دوم بارسلونا که به “بارسلونا اتلتیک” معروف است در آن بازی میکند.
این ورزشگاه توانسته میزبان چندین فینال بزرگ بینالمللی مانند فینال جام برندگان یا فینال لیگ قهرمانان باشد. همچنین توانسته در سطح بینالمللی محلی برای برگزاری کنسرتهایی که توسط افرادی مثل لوییس یاچ، بروس اسپرینگستین، مایکل جکسون، جوسپ کارراس، خولیو ایگلسیاس و گروههای دیگر شود. این استادیوم با امکاناتی چون موزه، مرکز مستندسازی، استودیوی تلویزیون بارسا، و مرکز پزشکی ورزشی، جزء استادیومهای 5 ستاره جهان محسوب میشود.
1 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید
آخرشم نفهمیدیم چرا نتونستن مسی رو نگه دارن